بررسی سابقه شعر اعتراضی در ایران/ دوره قحطی ناصری چه شکلی بود؟

خبرگزاری مهر:

به گزارش خبرگزاری مهر، در اولین برنامه از هفته شانزدهم ابتدا مروری بر اخبار حوزه کتاب شد.

خبر درگذشت جوآن دیدیون نویسنده کتاب «ال تفکر جادویی» و روزنامه نگار آمریکایی براثر عوارض پارکینسون، جمع آوری بیست میلیون دلار برای آثار نفیس یک کتابخانه فراموش شده توسط جمعی از کتابخانه ها و موزه های بریتانیایی از جمله اخبار این بخش بود.

اما در بخش در بخش چی را چطور بخوانیم، احسان زیورعالم درمورد زیبایی شناسی و اینکه چور باید آثار مرتبط با این حوزه را بخوانیم سخن گفت.

وی گفت: فیلسوفان در زندگی شان به سوالات زیادی فکر می‌کنند مثل من که هستم؟ این دنیا چگونه ساخته شده و… در میان برخی از سوالات آنها ممکن است بعضی از سوالاتشان بی معنی به نظر برسد مثل زیبایی چیست و چرا به زیبایی نیاز داریم؟ فیلسوفان از سه هزارسال پیش تاکنون به این مسئله فکر می کردند که انسان چگونه زندگی کند که زندگی‌ش زیبا باشد و چگونه فکر کند که زیبایی را ببیند. برای رسیدن به نگاهی که فیلسوفان درباره زیبایی دارند کتابهای زیادی وجود دارد که یکی از آنها «حقیقت و زیبایی» نوشته بابک احمدی است. این کتاب حاصل کلاس درس وی درباره زیبایی شناسی است.

زیورعالم افزود: «زیبایی شناسی» یک کلمه قدیمی است که فیلسوف آلمانی به نام بومگارتن این واژه را استفاده کرد که در زبان فارسی معادل آن زیبایی شناسی انتخاب شد. پیش از بومگارتن کلمه ای به نام «هنر» وجود نداشت و به نقاشی، فیلمنامه نویسی و تئاتر و اینها به زبان یونانی «تخنه» گفته می شد. «تخنه» یعنی فن. بعد از اینکه بومگارتن کلمه زیبایی شناسی را استفاده کرد، فیلسوفان زیادی شروع به نوشتن درباره زیبایی کردند. یکی از کتاب‌های جذاب این حوزه کتاب «آیا این هنر است؟» نوشته سینتیا فریلند است که در فارسی هم توسط کامران سپهران ترجمه است. نویسنده در این کتاب جمع و جور توضیح داده که چرا آنچه که ما فکر میکنیم هنر نیست می تواند هنر باشد. در مقابلش کتاب دیگری به نام «آنچه هنر است» کلمن دانتو نوشته شده که معتقد بود تاریخ هنر به پایان رسیده است.امبرتو اکو جزو فیلسوفان ایتالیایی است که ابتدا درباره زیبایی نوشت اما بعدها درباره زشتی ها نوشت. کتاب «تاریخ زشتی» امبرتو اکو به خوبی نشان می دهد که چه اتفاقی می افتد که زشتی هم وارد هنر می شود.

زیورعالم سپس به معرفی کتابی درباره هنر ایران پرداخت و گفت: مجموعه کتاب‌های «زیبایی شناسی اسلامی» نوشته الیور لیمن با ترجمه محمدرضا ابوالقاسمی به هنر اسلامی پرداخته است. کتاب «زیبایی شناسی چیست» مارک ژیمنز با ترجمه وی هم کتاب بسیار خواندنی است که روی زیبایی شناسی فرانسوی تمرکز دارد. اخیراً هم کتابی درباره هنر رمانتیسیسم آلمانی کار کرده که در ایران هم طرفداران بسیاری دارد.

در بخش فارسی وار درباره موضوع ردپای اعتراض در شعرو ادبیات فارسی با زهیر توکلی گفتگو شد.

نجفی در ابتدا از توکلی پرسید که شعر اعتراضی از کجا شروع شد؟

توکلی سخنانش را با شعری از قیصر امین پور آغاز کرد و گفت: اینکه افلاطون اعتقاد داشته شاعران باید از مدینه فاضله اخراج شوند بخشی‌ش به طبع شعری وشاعری و ادبیات برمی‌گردد. فرق شاعر به معنای عام با مصلحان، عرفان و انبیا در این است که شاعر وظیفه راهکار دادن ندارد و وظیفه صورت بندی منطقی از اعتراضش هم ندارد. شاعر، فردی است که شعور و حساسیت بالاتر از استاندارد دارد. بنابراین رسالت شاعر که در ساحت اجمال است نه تفصیل، اعتراض است. در دید مصلحان ما مثل سعدی ومولوی مشکل فقط در طبقه بالا نیست و علاوه بر حاکمیت، مردم هم باید اصلاح شوند چون این دو آینه یکدیگرند و هر حاکمیتی برآمده از دل همان مردم است. شعر و هنر زاییده نوعی برون روی و فراروی از هنجار است.

وی افزود: بین نصیحت، انتقاد و اعتراض تفاوت است. بخش عمده‌ای از قصاید مدحی ما که باب میلمان نیست جنبه نصیحت داشته است. اعتراض یعنی اینکه به عنوان یک کنشگر سیاسی یک شخص یا مقامی را هدف بگیریم و از دوران مشروطه به بعد هم باب شد وگرنه تا قبل آن در تاریخ ادبیات فارسی چنین چیزی نداشتیم، انتقاد داشتیم اما اعتراض خیر. مثلاً تاریخ بیهقی سرشار از انتقاد است اما اعتراض خیر. مثلاً داستان رستم و اسفندیارنظام شاهنشاهی دینی ساسانیان را به شدت مورد هدف قرار داده وشدیدا جنبه اعتراضی دارد. درواقع کشتار رستم به معنی قید آن مدل از دینداری ساسانیان است. سنایی موسس شعر فارسی است و قصیده معروفی دارد که شاهان زمانه را لعن و نفرین می‌کند.

این پژوهشگر حوزه ادبیات ادامه داد: بعد از مشروطه اشعار متاثر از کمونیست ها جهت فِلِش به سمت حکومت می‌رود. اشعار نو هم متاثر از فکر چپ است و بسیاری از بزرگان شعر ما هم توده ای و هم حزب بودند و در فکرت کمونیستی، حکومت باید به نفع طبقه پایین جابجا شود. اینکه بخواهم بهترین شعر اعتراضی را انتخاب کنم کار خیلی سختی است اما بنا به سلیقه من برخی از شعرهای مرحوم فروغ فرخزاد، طاهره صفارزاده، رضا براهنی، سلمان هراتی و سید حسن حسینی شاعران بسیار خوبی در حوزه شعر اعتراضی هستند. بخش عمده ای از اشعار اعتراضی در ایران مربوط به اشعار فمنیستی است که فروغ فرخزاد و سیمین بهبهانی آغازگر آن بوده اند.

در بخش تجربه خواندن هم امیر عربلو درباره تجربه خواندن رمان «کتاب دزد» نوشته مارکوس زوساک نویسنده معاصر استرالیایی سخن گفت.

وی گفت: کتاب از همان ابتدا ما را درگیر خودش می کند چون اززبان مرگ روایت می‌شود و مرگ با ما صحبت می‌کند. کتاب درباره دختربچه ای در زمان جنگ جهانی دوم است که خانواده ش را از دست داده و قرار است که به آلمان برود و به خانواده دیگری سپرده شود اما در بین راه برادر دختر بچه در یک قبرستانی به خاک سپرده می شود. موقعی که قبرکن ها مشغول کندن قبر هستند کتابی از جیب یکی از قبرکن ها می افتد و دختر بچه کتاب را می دزدد و این عادت او می شود که همیشه کتاب ها را بدزدد و علاقمند به کتابخوانی می شود. وقتی او به خانواده آلمانی سپرده می شود، جنگ خیلی شدید شده ولی این دختر بچه عاشق کتابخوانی است. فقر خانواده آلمانی باعث می شود که دختر بچه به همراه مادر خانواده برای کار و شستن لباس به خانه های مردم بروند و یکی از این خانه ها خانه شهردار شهر است و به این ترتیب دختر بچه به کتابخانه خانه شهردار دسترسی پیدا می کند و از روی عادت خودش همچنان کتاب دزدی را ادامه می دهد و خط روایت این کتاب آنقدر شیرین است که شما اصلاً دلتان نمی خواهد آن را روی زمین بگذارید. در پایان هم این کتاب و قصه شیرین تمام نمی شود چون ماهیت جنگ تلخ است.

عربلو افزود: چیزی که من را تحت تاثیر قرار داد این بود که روحیه این دختربچه در طول بچه چه آسیب‌هایی دید. به طور کلی این کتاب برای من فضای جنگ جهانی را خیلی خوب ترسیم کرد و مشتاق شدم که بیشتر درباره ادبیات جنگ بخوانم ضمن اینکه خط روایت مستحکم دارد وبه کسانی که دوست دارند داستان نویس شوند می تواند بسیار کمک کند.

اما در دومین شب از هفته شانزدهم برنامه چراغ مطالعه کتاب «ایران در دوره قحطی» نوشته ویلیام بریتل بنک با حضور سیده فاطمه یاحسینی مترجم اثر مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

نجفی در ابتدای این گفتگو از یاحسینی خواست که کمی درباره نویسنده اثر بگوید.

وی گفت: ویلیام بریتل بنک یک فرد ثروتمند و جهانگردی بوده که در سال ۱۸۷۲ میلادی مصادف با سال ۱۲۵۲ شمسی به ایران می آید (حدود ۱۵۰ سال پیش) و سه ماه محرم، صفر و ربیع الاول در ایران بودند و از بندرعباس وارد می‌شوند و تا انتهای ایران را می گردند. متاسفانه عمر کوتاهی داشتند و تاجایی که من مطالعه کردم ظاهراً فقط هم همین کتاب را نوشتند. بنده کتاب ایشان را کامل ترجمه کردم و روایت آغاز سفر ایشان از لندن تا وقتی که دوباره به خانه ش در لندن برمی گردد است. نکته دیگر اینکه خودش در کتاب می گوید که سفرنامه نیستم و این کتاب را به اصرار دوستانم نوشتم. ایشان در دوره ناصری در ایران بوده و هنوز مشروطه رخ نداده بود.

یاحسینی افزود: ایران به به صورت مرتب و مقطعی همیشه دچار خشکسالی می شده است چون کشور پهناوری است و راه های اتصال شهرها انقدر نامناسب و بد بوده که محصولات شهرهای حاصلخیز را به شهرهای محروم نمی شد فرستاد. یکی دیگر از دلایل قحطی و خشکسالی هجوم ملخ ها بوده است که همین اخیراً هم باز اتفاق افتاد. آبیاری دیمی از دیگر علل قحطی و خشکسالی است. پیش فروش محصولات اما از مهم ترین دلایل قحطی و خشکسالی بوده است. به این شکل که کشاورزان محصولات خودشان را به ارتش های خارجی مثل روس و انگلیس می فروختند و موقع برداشت چیزی به دست مردم عادی و رعیت نمی رسید. به همین خاطر ما همیشه دچار قحطی و کمبود غذا در ایران بوده ایم.

این مترجم ادبیات ادامه داد: ترجمه این کتاب تجربه اول من بود به همین خاطر من موقع ترجمه به دیگر سفرنامه ها هم رجوع می کردم تا مطمئن شوم که درست ترجمه می‌کنم. ترجمه این کتاب برای من سخت بود چون زبان انگلیسی ش مربوط به ۱۵۰ سال پیش است و با زبان انگلیسی فعلی فرق دارد.

یاحسینی در ادامه توضیح داد: نویسنده در مورد روش های حمل و نقل خاطرات جالبی تعریف می کند که یکی از آنها روش سفر دریایی است و اتفاقاً در ابتدا و انتهای این کتاب هم دو خاطره درباره سفر دریایی ش با کشتی تعریف می کند. علاوه بر کشتی درباره حمل و نقل با کجاوه‌ها هم خاطرات جالبی تعریف می‌کند. او زمان محرم به جنوب ایران می‌رسد و از فقر و فلاکت مردم و قحطی که آن سالها آمده بود در کتاب می‌گوید البته خیلی از آداب و رسوم محرم نمی گوید و چون آن دوران همزمان با ماه دسامبر بوده بیشتر از حال و هوای کریسمس در کشتی می‌گوید. نویسنده وقتی از شرایط مردم در آن زمان می‌گوید انقدر وضعیت ناراحت کننده است که من در بسیاری از مواقع نمی توانستم کار را ادامه دهم، کتاب را می‌بستم و متوقف می کردم و بعد دوباره سراغ آن می‌رفتم. مثلاً در بخشی از گزارش هایش می نویسد که وقتی یک شب از بوشهر به برازجان می رفته است، بارندگی شدیدی بوده و موقع رعد و برق من صحنه ترسناکی دیدم. آن صحنه این بود؛ اجساد انسان هایی که توسط حیوانات خورده شدند. خاطره ترسناک دیگری که تعریف می کند مربوط به مسیر شیراز به اصفهان است. می گوید که در بین راه به کاروانسرایی رسیدم و دیدم که زنی نشسته و به دو جسدی که در مقابلش قرار دارند با ولع و به چشم غذا نگاه می کند.

نجفی سپس پرسید که نویسنده چه نگاهی به ما ایرانیان داشته است؟

وی پاسخ داد: متاسفانه اکثر سفرنامه نویس‌ها نگاه خیلی جالب و مثبتی نداشتند. البته باید این را هم در نظرگرفت که اغلب آنها زمانی به ایران آمدند که ایران در دوران شکوفایی و شکوه خودش نبوده است. البته با اینحال باز هم یک تعریف هایی از مردم کرده است مثلاً از مهمان نوازی ایرانیان گفته و اینکه هرجا می‌رفته ه او شیر بز رایگان می دادند. ولی ایشان یک فرد انگلیسی بوده و با یک نگاه بالا به پایین و نوعی تحقیر به ایرانی ها نگاه می کرده است. نویسنده دستیار و دوستی به نام حاج احمد داشته که دقیقاً برای خواننده تداعی کننده دن کیشوت است. او از جنوب تا انزلی همراه نویسنده بوده و هرماه به هم به وی حقوق می داده است. سفر از بوشهر شروع و بعد به شیراز، اصفهان، تهران، ر شت و بعد هم انزلی و مسکو و لندن ختم می شود.

یاحسینی درباره تفاوت فقر ایران و فقر لندن گفت: فقر لندن در کتاب آرزوهای بزرگ چارلز دیکنز به خوبی توضیح داده شده است. البته در این کتاب هم به شکل گذرایی به فقر لندن اشاره شده اما بیشتر به فقر در ایران پرداخته و با جزئیات مفصل درباره فقر در شهرهای مختلف ایران سخن گفته است. من در حال حاضر مشغول کتابی در حوزه تاریخ اجتماعی و تاریخ مردم هستم و به این فکر افتادم که خیلی خوب می‌شود اگر کسی سراغ تاریخ گدایی برود. نکته دیگر اینکه سفر وی بیشتر سیاحتی بوده تا سیاسی.

وی گفت: مخاطب پس از خواندن این کتاب علاه براینکه یک داستان خواندنی می‌خواند با قحطی و ناامنی راه‌ها که در آن دوره یک معضل جدی بوده آشنا می شود. یکی از بهترین کتاب ها درباره قحطی کتاب دکتر مجد است که درباره جنگ جهانی است. کتاب «آنفولانزای ۱۹۱۸» که اینروزها مشغول ترجمه آن هستم ایده‌ش از زمان کرونا در ذهنم آمد. این کتاب شامل دو مقاله است. یک مقاله درباره ریشه آنفولانزای و و دیگری درباره تاریخ آنفولانزا در ایران را می‌گوید که اتفاقاً یکی از دلایل آن در ایران هم قحطی بوده و ۵۰ تا ۷۰ میلیون نفر در آن زمان مردند. هردو مقاله هم انگلیسی هستند که چون تاکنون کسی سراغ آن نرفته بود و بنده سراغ ترجمه آن رفتم.

این مترجم در پایان بیان کرد: به طورکلی این کتاب برای من جذاب بود چون نویسنده خیلی راحت و روان حرف زده و انگار با نویسنده همسفر شدید. مثلاً نویسنده خیلی دقیق و مفصل درباره آداب ورسوم ایرانی ها حرف می‌زند و از آداب و رسوم قلیان کشیدن سخن می‌گوید و علاوه برروایت های قحطی داستان‌هی جذاب و شنیدنی معمولی بسیاری هم تعریف می کند که برایم خیلی جالب بود. نکته جالب دیگر شیوه آشنایی من با کتاب است که به طور اتفاقی و تصادفی و از طریق پدرم با کتاب آشنا شدم و تصمیم به ترجمه آن گرفتم.

در بخش تفکر انتقادی هم آراز بارسقیان به مبحث مسئله تحقیق وقدرت اثبات حرف پرداخت و سخنانش را با یک داستان آغاز کرد.

وی گفت: وقتی شروع به تحقیق و فکر کردن درباره قسمت‌هایی که قرار است در چراغ مطالعه داشته باشم، کردم فکر نمی‌کردم موضوع اثبات حرف و وجود منبع حرف مهمی باشد. واژه «تئوری» ریشه در زبان یونانی دارد و معنی ش «نظر کردن به» می‌شود. تئوری یعنی چیزی که به اثبات نرسیده و نویسنده ها برای نوشتن به پیش فرض‌ها و تئوری نیاز دارند. منابع دو دسته اند؛ منبع دست اول و منبع دست دوم. منابع دست دوم منابعی هستند که شاهدهایی قبلاً درباره یک قضیه ای حرف زدند در حالیکه منابع دست اول منابع تاکنون منتشر نشده و دست اول هستند. هردو منبع تا وقتی که نویسنده پیش فرض خودش را نداشته باشد خیلی معنی نمی‌دهد پس باید در مواجهه با کتاب ها باید پیش از هرچیز به منابع آنها رجوع کنیم و ببینیم منابع آن دست اول است یا دست دوم. برای اینکه به یک کتاب دید انتقادی داشته باشیم باید بدانیم از کجا شروع کنیم و در کجا به پایان برسانیم و این تازه قدم اول است و در قدم‌های بعدی به یکسری ابزار دیگر نیاز داریم.

بررسی سابقه شعر اعتراضی در ایران/ دوره قحطی ناصری چه شکلی بود؟